سمیه کردستان/ خاطره
خاطره ای کوتاه از شهیده "ناهید فاتحی"
تهران - حیاتچیز زیادی از او نخواسته بودند، گفتنه
بودند به خمینی توهین کن تا آزادت کنیم؛ همین!
اما همین چیز کوچک برای او خیلی بزرگ
بود. آنقدر بزرگ که حاضر شد بخاطرش ماهها اسارت بکشد، با سر تراشیده در روستاهای
اطراف چرخانده شود. ناخنهایش را بکشند و بعد از کلی شکنجه زنده بگورش کنند.
برای دختر هفده سالهای بنام «ناهید
فاتحی» که بعدها سمیه کردستان معروف شد، تحمل همه اینها آسانتر بود از آنکه به
امام و رهبرش توهین کند.